دوستای گلم نظر یادتون نره![]()
۱.ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.
۲. چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد
3. به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند .
4. سعي کنيد انگشتان شصت را از هم جدا کنيد.انگشت شصت نمايانگر والدين است.
انگشت هاي شصت مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند . به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت هاي شصت را به هم متصل کنيد .سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نمائيد.
انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند.آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند .
اين هم دليلي است که انها ما را ترک کنند.
6. اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.
7. انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم)همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد.
احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد.
به اين دليل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که براي تمام عمر با هم
مي مانند. عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي مانند.
نوشته شده توسط نازنین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 22:49 موضوع | لینک ثابت
اين روزا غروب که از راه مي رسه ، تو دلم غم غريبي مياره
انگار اين دنيا ديگه جا نداره ٬ نمي تونه منو تو خودش نگه داره
نمي دونم شايدم من ديگه طاقت ندارم ٬ آخه من غريبي رو دوست ندارم
نمي تونم بي بهار ، بدون سلام عليکِ روزگار روزامو پشت سرم جا بذارم
نمي تونم بدون يه هم نفس ، بدون داشتن يه قناري توي قفس
بدون داشتن اين همه شعر و غزل
واسه تنهايي عابراي خسته بي سر پناه
واسه جير جيرکهاي بي گناه
يه غزل شعر بخونم.... مي دونم نمي تونم٬
مي دوني آخه سخته که آدم تنها باشه
آخه سخته که کسي رو نشناسه
سخته وقتي که مي خوان بزارنت توي يه قبر
هيچکسي نباشه که واسه تنهايي خاک قبر تو
يه شاخه ميخک ، با يه گلدون اطلسي ، با يه دنيا پر از دلواپسي
هديه کنه به همه ي روزاي بي کسيت.
نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت
******************************************************![]()
******************************************************![]()
نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 11:54 موضوع | لینک ثابت
کنار آشيان تو آشيانه مي کنم٬
فضاي آشيانه را پر از ترانه مي کنم ٬
کسي سوال مي کند بخاطر چه زنده اي؟
و من براي زندگي تو را بهانه مي کنم ...
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
دلم گرفته است...
دلم گرفته است..
به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم٬
چراغهای رابطه تاریکند...
چراغهای رابطه تاریکند...
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد٬
کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد...
پرواز را به خاطر بسپار...
پرنده مردنی است!!!
و اما...
پرنده ای که مرده بود،
به من پند داد: که پرواز را به خاطر بسپارم.
پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است...
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت
دستم بوي گل مي داد٬
مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند...
اما هيچكس فكر نكرد كه شايد من هم يك گل كاشته باشم...
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت
سهراب ،گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي.....
گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي.....
گفتي زبر باران بايد رفت ! رفتم ولي٬
او نه چشم هاي خيس و شسته ام را ،نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد .فقط در زير باران با طعنه اي خنديدو گفت :
ديوانه ي باران نديده....
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم...
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم ٬
تکیه کردم!
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت
بی تو غروب خواهم کرد...!
عاطفه سبزی که سروده هایم را فرا گرفته
چیزی جز فریب نخواهد بود!
حتی اگر باغ پر از ترنم باشد٬
وقتی مجالی برای آواز نیست...
قناری می میرد!!!
نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 13:36 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

خداوندا اگر داشتن,اسير داشتنم مي کند ندارم کن
خداوندا اگر کاشتن,ذليل چيدنم ميکندبيکارم کن
اگر انديشه خيانت به ياران در سرم افتاد,بر سر دارم کن
اگر به لحظه غفلتي در افتادم پيش از سقوط آزادم کن
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY